موج مثبت....
سلام به روی ماهت عزیزم...خوبی؟؟ تو اسمونا به نفسم خوش میگذره؟؟؟
حتما میگذره ...از اسمون و اسمونی بودنت لذت ببر عزیزم...
این لذت رو هیچ وقت روی زمین لمس نخواهی کرد نازنینم...
گل قشنگم وارد ماه مبارک رمضان شدیم...تو این ماه عزیز برای همه مردم ...برای همه ی ادما دعا میکنم
خوش وسلامت باشن و روزی شون بیشتر شه...برای تو عزیز دلم دعا میکنم که سالم و سلامت بیای
بغلم...
برای دوستای نی نی سایتی دعا میکنم...اونایی که تو دلی دارن خدا تو دلی هاشون رو حفظ کنه...اونایی
نی نی ها تو بغلشونه خدا نی نی هاشونو حفظ کنه و اونایی که چشم انتظارن خدا به انتظارشون پایان
بده و
سریع تر مامان بشن...مثل زهرا..مثل ریحون...مثل مستون..مثل نفس..مثل رها....و....همه و هم
عزیز دلم تو هم براشون دعا کن...
نی نی گولی من بابایی رو خیلی دوست دارم...خیلی...بیشتر از جونم...روز اولی که باهاش ازدواج کردم
فکر میکردم این نهایت دوست داشتنه...اما نه دوست داشتن نهایت نداره...قلب و روح ادم تا بیکران وسعت
داره...برای دوست داشتن..وابسته شدن...و متاسفانه متنفر شدن...
و من روز به روز به بابایی بیشتر وابسته شدم و بیشتر مهرش تو ذره ذره وجودم نفوذ کرد...
زندگی دو سالمون تلخی ها و تنش های زیادی داشت اما این باعث نشد من از بابایی دل بکنم...
شاید همین عشق باعث شد سختی ها و تلخی ها برام قابل هضم بشه...
این لطفی هست که خدا به بنده هاش میکنه...قلب و روح ادم هارو مملو از عشق و محبت میکنه تا سپر
محکمی بشه در برابر مشکلات...
وقتی ارامش تو رابطه ی من و بابایی حاکم هست من غم ندارم...من ازادم..فکرم ذهنم خالی میشه از هر
غصه و موج منفی...
ته دلم قرص میشه...اما حیف حیف که هیچ وقت این ارامش همیشگی نیست و میتونه با کوچکترین
تلنگری
به گردبادی سهمگین تبدیل بشه...
نمیدونم چقدر از باید از زندگیمون...از روزهای جوونیمون بگذره..چقدر از عمر مون خرج کنیم تا کنترل زندگی
تو دستامون باشه...
چقدر به چالش و تنش کشیده بشیم تا همدیگر رو درک کنیم...
خلاصه عزیزم...من عاشقانه بابایی و زندگیمون رو دوست دارم... خداخودش میدونه تو دل من چی
میگذره...
ولی افسوس که طعم تلخ ناراحتی و غم خیلی رو زندگی ما حاکم شده...از خدا میخوام وقتی میای بغلم
دیگه ایم مسائل نباشه...دوست دارم عزیزم...باز هم برای مامان دعا کن..

موج مثبت....
